السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
85
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )
قلب به حقيقت ذات پروردگار دست نمىيابد بلكه به آثار و افعال او نايل مىشود و با ياد او آرام مىگيرد . خداوند مىفرمايد : وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها . « 1 » اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ « 2 » . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * . ( 1 ) از آنچه گذشت روشن مىشود كه اسلام كه ايمان به غيب را واجب كرده ، غيب مبهم ، تهى و غامض را اراده نفرموده است بلكه غيب هدفدار و آگاهانه كه از طريق ابزارهايى كه خداوند بواسطهء آن عنصر غيب را به شعور ما منتقل مىكند تا در آن استقرار يابد و شعور يابد و شعور و آگاهى ما با آن قرين شود و بدان تكيه و استناد نمايد ، در صفحهء قلب و جان نقش بندد و هر چه بيشتر روشنى بخشد ، ريشه دواند و رسوخ يابد . ( 2 ) بنابراين فرهنگ غيب مىتواند ايمان به غيب را از حالت ترس از ناشناخته دور سازد تا غيب ، شهودى قلبى حقيقى باشد و قلب با آن پيوند خورد و ايمان بدان استوار شود ، و عواطف و احساسات در برابرش تسليم ، و بر پايهء آن حركت كند تا زندگى وجدان ، و بيدارى ضمير ، و موضع ، حركت ، رفتار ، سجيه و اقدامى با رغبت ، صريح و خالصانه باشد . در عين حال حواس نمىتواند اين غيب را درك نمايد و از احساس آن ناتوان مىماند . چه غيب به چيزى بالاتر و برتر از حس مربوط است همان غيب را از حواس بىنياز مىكند و به ابزارهاى آن دست مىيازد و در سايه سار آن حركت مىكند . ( 3 ) با نگاهى اجمالى به وسايل و دلايلى كه اين غيب را در قلب انسان مجسم مىكند و آن را به عنصرى ايمانى مؤثر و كار آمد تبديل مىسازد ، در مىيابيم كه
--> ( 1 ) اعراف ، 180 . ( 2 ) علق ، 1 .